نه چندان رویایی…

جامجم: اگر موافق باشید از اینجا شروع کنیم که خود شما چقدر در ایام نوروز سریال تعطیلات رویایی را دنبال کردید؟

مجید اوجی: من قبل از آنکه سریال به پخش برسد، روزی چهار بار آن را میدیدم و آن چیزی را که از تلویزیون پخش شد هم دنبال میکردم. طبیعی است در تمام مراحل مونتاژ و رساندن کار به آنتن حضور داشتم و هم قسمتهای سریال را دیدم.

جامجم: وقتی سریال را به عنوان بیننده تماشا میکردید، چقدر از ماحصل کار راضی بودید؟

اوجی: آنچه من انتظار دارم با آن چیزی که امکانات موجود اجازه میدهد، فرق دارد. برای ساخت یک سریال مسیری را طی میکنی که سنگلاخهای متعددی دارد و در این راه پارامترهای زیادی وجود دارد که گاهی فیلمنامه و تصور تو از آن را با محصول نهایی که روی آنتن میرود، متفاوت میکند. به نظرم با توجه به امکاناتی که در اختیار من به عنوان تهیهکننده قرار داشت، همچنین در مقایسه با آثار دیگری که همزمان با تعطیلات رویایی پخش شد و به نسبت آثار قبلیام، شاهکار کردهام.

جامجم: منظور از سوال این است شما به عنوان مخاطب در ایام نوروز چقدر جذب سریال شده بودید و مثلا با خود میگفتید الان ساعت 9 شب است، بنشینم سریال را نگاه کنم؟

محمدرضا شریفینیا: این چه سوالی است! این سوال را از کسانی که دستاندرکاران اصلی مجموعه هستند و باید قبل از پخش چندین مرتبه سریال را تماشا کنند، نباید بپرسید.

جامجم: مقصود ما زمان پخش سریال و تماشا کردن به عنوان یک بیننده است.

شریفینیا: در پخش نهایی، سریال جذابیتش را برای ما از دست میدهد و نمیتوانیم به عنوان تماشاچی اثر خود را نگاه کنیم،چون پیشتر چند بار آن را دیدهایم. فقط میبینیم تا اشکالات آن را بفهمیم، مثلا ببینیم در صداگذاری و… اشکالی نداشته باشد.

علیرضا امینی: حالا بگذارید من یک سوال بپرسم. شما چند قسمت را دیدهاید؟

جامجم: همه قسمتها را.

شریفینیا: برایتان جذابیت داشت؟

جامجم: طبیعی است بعضی از قسمتها را دوست داشتیم و برخی را خیر. مثلا قسمتهای اول که در شیراز میگذشت و زیباییها و آثار باستانی این شهر را به تصویر میکشید، جذاب بود و همچنین رابطه میان رحیم و رستم به عنوان دو برادر، زیبا به تصویر کشیده شده بود.

شریفینیا: پس این مجموعه را دوست داشتید؟

جامجم: آقای شریفینیا توپ را در زمین ما انداختند!

امینی: نه، اول من انداختم.

جامجم: آقای امینی شما چطور؟ سریال را میدیدید؟

امینی: بله، دو بار میدیدم. من هم با آقای اوجی موافقم. باید در مورد داشتههایمان صحبت کنیم. با توجه به زمان و امکاناتی که در اختیارمان بود بهترین نتیجه را کسب کردیم. ابتدا قرار بود سریال در تهران و چهار روز در مشهد بگذرد و بعد ما با همان بودجه قصه را به شیراز، جاده و کیش بردیم. باید اینها را در نظر گرفت. همچنین ما زمانی کار را شروع کردیم که کمتر بازیگری آمادگی حضور در سریال را داشت و به همین دلیل دستمان برای انتخاب بسته بود. باید در ارزیابی اثر تمام این موارد لحاظ شود. با وجود همه کاستیها وقتی میبینم در نظرسنجیها رتبه دوم هستیم، خیلی خوشحال میشوم. به همه همکارانم در سریالهای نوروزی سایر شبکهها خسته نباشید میگویم. به هر حال آنها هم زحمت زیادی کشیدهاند. سریال ما به خاطر اینکه نخستین سری پخشش بود، مخاطب مثل «پایتخت»، «دیوار به دیوار» و «کلاه قرمزی» با شخصیتها و موقعیتهای آن آشنا نبود و با وجود این توانستیم جایگاه خوبی بهدست آوریم. واقعبینانه باید بگویم سریال نکات مثبتی دارد و در کنار آن انتقادات را هم میپذیرم. نباید بگوییم شاهکار ساختیم اما میگوییم با شرایطی که داشتیم و با تلاش همه گروه یک اثر خوب و قابل قبول ارائه کردیم.

عباس دقاقی: با توجه به نتایج نظرسنجیها و بازخوردهایی که از مردم در فضای مجازی دریافت کردیم، خوشبختانه به نظر میرسد سریال دیده شده و مورد پسند مردم واقع شده است.

جامجم: آقای امینی شما در اظهارنظر اخیرتان گفتهاید انتخاب فیلمنامه و بازیگر در این سریال با شما نبوده است.

امینی: بگذارید همین ابتدا توضیحی راجع به این موضوع بدهم. خبرنگاری در مورد شخصیتپردازی و انتخاب بازیگران پرسید و من گفتم در این دو مقوله دخالتی نداشتهام. فیلمنامه را فرد دیگری نوشته است و اساسا در تلویزیون ابتدا طرح تصویب میشود و بعد من به عنوان کارگردان وارد میشوم؛ در صورتیکه در سینما فیلمنامه را مینویسم و خودم به ارشاد میدهم. در مورد انتخاب بازیگران هم اشاره کردم آقای شریفینیا این مسئولیت را به عهده داشت. من اینها را گفتم اما به گونهای تیتر زدند که معنا را بدرستی منتقل نمیکند.

جامجم: در انتخاب بازیگران با آقای شریفینیا تعامل داشتید؟

امینی: تقریبا اما بیشتر نظر ایشان بود.

شریفینیا: الان میخواهید دعوا راه بیندازید؟!

جامجم: نه! شما از همین الان گارد گرفتهاید.

امینی: ببینید ما از دی ماه فیلمبرداری را شروع کردیم. تعداد بازیگرانی که بپذیرند از دیماه با ما همراه شوند و 80 روز از خانوادهیشان دور باشند، واقعا کم بود.

اوجی: نه. از دیماه نبود، ما پیشتر با بازیگران به توافق رسیدیم و در زمان شروع 15 قسمت فیلمنامه آماده داشتیم.

امینی: بله اما دی ماه کلید زدیم.

اوجی: برنامهریزی کرده بودیم از اواخر آبان یا اوایل آذر فیلمبرداری را شروع کنیم، اما متاسفانه این اتفاق نیفتاد.

شریفینیا: اینها مشکلات درونگروهی است و مساله امروز نیست. ما باید راجعبه ماحصل کار صحبت کنیم. به هر حال از جایی پذیرفتیم با این فیلمنامه و شرایط کارکنیم. باید در مورد بعد از آن حرف بزنیم.

اوجی: میخواهم بگویم در این راه با برخی معضلات مواجه شدیم.

شریفینیا: به نظرم نباید اینگونه صحبت کنیم. ما معتقدیم کارمان خیلی خوب بوده است و لازم نیست این توضیحات را بدهیم. بحث به گونهای شروع شد که خودمان ایرادهای سریال را بیان کنیم. در صورتیکه اصلا ایراد خاصی نداشتیم که بخواهیم توضیح دهیم.

امینی: حرفهای ما برای توجیه نیست و صرفا برای بازگو کردن بستر کار و شرایط است.

اوجی: موافقم. من تا به حال پنج سریال نوروزی ساختهام و نمیخواهم بگویم کدام بهتر است و کدامیک را بیشتر دوست دارم اما باید بگویم تعطیلات رویایی، پرمخاطبترین آنهاست و بازتاب فراوانی داشته است. نوروز در یک مهمانی خانوادگی بودم که حدود 60 نفر در آن حضور داشتند. سریال به آنجا رسیده بود که همه میخواستند بفهمند بالاخره شخصیت خانم لاله اسکندری در این مجموعه چه کسی است؟ اصرار میکردند آخر قصه را لو بدهم و این نشان میدهد که سریال جذاب بوده است.

جامجم: آقای شریفینیا شما چطور به این ترکیب گروه بازیگری رسیدید؟

شریفینیا: انتخاب بازیگران همیشه بستگی به شرایط و زمان کار شما دارد. ممکن است بعضی از گزینههای مورد علاقه شما آن زمان سر کار دیگری باشند، ممکن است برخی به شهرستان نیایند یا در نوروز کار نکنند و… . به نظر من انتخابهایمان برای این مجموعه با توجه به محدودیتها اصلا بد نبود. این انتخابها با تشریک مساعی با آقای امینی و اوجی صورت گرفت و اینگونه نبود که آقای امینی دخالت نداشته باشند. همیشه وقتی بازیگران موفق شوند و جایزه بگیرند همه میگویند ما بودیم، در غیر این صورت گردن دیگری میاندازند. در تمام کارهایم برای انتخاب هنرپیشه از نظر مالی، اخلاقی و توانایی بازیگر، با کارگردان و تهیهکننده مشورت میکنم؛ این مورد هم استثنا نبود. مسئولیت نتیجه نهایی هم برعهده هر سه ما است. کسانی که انتخاب شدند بضاعت ایفای نقششان را داشتند و بخوبی ظاهر شدند اما در صورتی که به نظر شما بازی کسی خوب نمیآید میتوانید به کارگردان انتقاد کنید چون او وظیفه بازی گرفتن و یکدست کردن بازیها را دارد. البته دوست نداشتن بازی یک نفر سلیقهای است، مثلا ممکن است من با بازی دو سه نفر در این سریال مشکل داشته باشم اما این افراد کسانی نبودند که بازیگری بلد نباشند یا الکی دعوت به کار شده باشند. باید در نظر گرفت ساخت این سریال با وجود موضوع سادهای که داشت بسیار سخت بود. در واقع مستندی بود که چند داستانک هم داشت. یک خانواده به سفر میرود و دوربین هم با آنها راه میافتد. کار این چنینی تا به حال در تلویزیون نداشتیم و به نظرم خیلی خوب اجرا شد. توقع «بن هور» یا نمایش جنگ داعش و… نباید داشته باشیم. ما با یک کار تفریحی، سرگرمکننده و البته در جهت تحکیم خانواده روبهرو هستیم. به نظرم این قصه مناسبات میان دو خانواده متشخص ایرانی و فرزندان آنان را با در نظر گرفتن تمام مشکلات مراودات و ارتباط انسانی در جامعه بخوبی نشان داد و همچنین مردم را به جای سفرهای خارجی به ایرانگردی و سفر ارزان تشویق کرد. کمتر تهیهکننده و کارگردانی حاضر میشود فضاهای متنوع و شهرهای گوناگون را برای فیلمبرداری انتخاب کند. معمولا همه در آپارتمان یک قصه را روایت میکنند و تمام. بسیار کار سختی بود و ما از همان ابتدا بودجهای را که تلویزیون برای این اثر اختصاص داده بود پذیرفتیم و کار را شروع کردیم و به نظرم با توجه به همه این موارد نتیجه خیلی خوب شد. البته ممکن است ایراداتی به فیلمنامه و بازیها وارد باشد، مثلا من معتقدم اگر ماجراهای آخر سریال را از کمی جلوتر نشان میدادیم قصه جذابتر میشد. من خودم جزو طرفداران سریال بودم و با این که مشغول کار و در سفر بودم همه قسمتها و تکرارهای آن را میدیدم. البته لطمههایی هم در مقایسه با دیگر سریالها به کار ما وارد شد. مثلا بعضی صحنهها که در سریالهای دیگر نشان داده شد و اتفاقا باعث جذابیت آنها بود در کار ما
حذف شد.

اوجی: یکی از سختترین سکانسهای ما سکانس مربوط به لندینگکرافت بود که در نهایت به صورت مختصر پخش شد و همین باعث شد آنچنان که باید درنیاید. سکانس کنسرت هم پرهزینهترین بخش سریال بود و ما برای آن یک کنسرت واقعی ترتیب دادیم اما آن هم به طور کامل پخش نشد. در حالی که حضور رضا یزدانی در این سریال بیشتر به خاطر خواندن آهنگ «خلیج فارس» در پایان مجموعه
بود.

جامجم: آقای امینی شما به عنوان کارگردان از بازیها راضی بودید؟

امینی: از یک سری بازیها راضی نبودم. اینکه شما به عنوان کارگردان 60 روز، نزدیک 700 دقیقه فیلمبرداری کنی کار کمی نیست. من در 60 روز سینمایی کار میکنم. به همین دلیل فرصت انرژی گذاشتن برای بازی ایدهآل گرفتن از همه بازیگرها را نداشتم. با توجه به داشتههایمان نمره صد به خودمان میدهم اما معتقدم میتوانست اتفاقات بهتری هم بیفتد.

جامجم: از این بازیگرها اسم نمیآورید؟

امینی: خیر.

جامجم: مثلا از بازی خانم افسر اسدی راضی بودید؟

امینی: بله. خانم اسدی اندازه نقششان در فیلمنامه خوب بودند.

جامجم: به هر حال خوب و بد بودن بازی هنرپیشهها به پای کارگردان نوشته میشود.

امینی: تنها مربوط به کارگردان نیست. من به جرات میگویم که از 50 درصد بازیها راضی بودم و از 50 درصد دیگر نه.

جامجم: پس چرا قبول کردید؟

امینی: به دلیل فرصت کم چارهای نداشتیم.

جامجم: به هر حال این اثر در کارنامهتان میماند و امضای شما پای آن است. بعدا نمیتوانید بگویید من دخالتی نداشتم. مردم که از پشت صحنه خبر ندارند.

امینی: مردم اصلا به این چیزها مثل بازی بازیگران توجه نمیکنند!

جامجم: میان همین مردم انتقاداتی به نحوه دیالوگ گفتن خانم حاتمی مطرح بود. اگر لحن و بیان ایشان در جهت نمایش انتقال افسردگی این شخصیت بوده، چندان به واقعیت نزدیک نیست.

شریفینیا: ما نمیتوانیم زیاد وارد این بحثها شویم. به هر حال هر کسی را که آوردیم براساس انتخاب قطعی و با موافقت کارگردان و آقای اوجی بوده است.

امینی: نه آقای شریفینیا. من موافق همه انتخابها نبودم. من دوست داشتم بازیگران تئاتری بیاورم اما آقای اوجی مایل به حضور چهرهها بودند.

اوجی: اتفاقا خانم حاتمی جزو بازیگران خوب تئاتر هستند.

شریفینیا: من بیشتر از آقای امینی موافق آوردن بازیگران تئاتر هستم و در هر سریالی که کار کردم 500-400 بازیگر تئاتر آوردم و بیشتر بازیگرانی را که به سینما معرفی کردهام هم از تئاتر آوردهام، ولی تهیهکننده سلیقه متفاوتی دارد. به نظرم بهتر از خانم ها بایگان و اسدی برای ایفای نقش همسران رستم و رحیم نداریم. اگر انتخابهای دیگری هم وجود داشته باشد در همین رده هستند. برای سه دختر قصه هم همین انتخابها بهترین بودند.

اوجی: برای یک تهیهکننده باعث خوشحالی است که کارگردانش چنین چیزی از او بخواهد اما من اصولا عادت ندارم بازیگر معرفی کنم. ترجیح میدهم از بازیگران باتجربه استفاده کنم و کسانی را بیاورم که بابت کار از من دستمزد دریافت کنند. معتقدم تلویزیون مثل تیم ملی است و کسی که میخواهد در آن نقشهای بزرگ بازی کند ابتدا باید در تیمهای کوچک توپ زده باشد و بعد کمکم بالا بیاید.

شریفینیا: من میگویم هر کسی با موافقت همگی به تیم بازیگران اضافه شود، دیگر بازیگر شماست و باید از او بازی بگیری. اگر آنگونه که میخواهی بازی نمیکند، یا نقش را نفهمیده است یا لجبازی میکند. اگر لجبازی بکند اخراج میشود و کس دیگری جای او میآید و اگر نقش را نفهمیده است باید برایش بیشتر توضیح داد تا براحتی به آن کسی تبدیل شود که شما میخواهی. اگر یک بازیگر گلدرشت بازی میکند شما باید جلویش را بگیری. این مربوط به کارگردان است. من میگویم بازیگران بر اساس نقش بدرستی انتخاب شدند، اما کارگردان وظیفه دارد که بازی آنها را کنترل کند. حتی اگر نمیتواند بازی درست از یک بازیگر بگیرد باید بتواند بازی او را با دیگران یکسان کند. الان روی سخنم با آقای امینی نیست و کلا میگویم. اگر مراقب بازیگر نباشی او ناخودآگاه میخواهد خود را نشان دهد و ممکن است به یکدستی بازیها ضربه بزند. کارگردان حد فاصلی میان بازیگر و تماشاچی است. مثلا در این سریال بازی علی اوجی و ارسلان قاسمی باید یکدست باشد چون هر دو در یک موقعیت بحرانی قرار میگیرند و باید واکنشهای نسبتا یکسانی داشته باشند. اگر کارگردان حواسش را به این دو ندهد، بازی یک نفرشان از دست میرود.

جامجم: آقای امینی شما در سینما آثار قابل قبولی ارائه کردهاید اما در تلویزیون مانند سینما ظاهر نمیشوید. نگاهتان به تلویزیون چقدر جدی است؟

امینی: کار کردن در این رسانه برای من تجارب بسیار خوبی به همراه داشته است. مثلا در تلویزیون برای من پیش آمده است که در یک روز، با 20 بازیگر و با تک دوربین باید 18دقیقه ضبط میکردم.

جامجم: این گونه که شما میگویید گویی علیرضا امینی با سابقهای که در سینما دارد فقط برای تجربه کردن به تلویزیون میآید و این رسانه برایش جدی نیست. در حالیکه تلویزیون مخاطب بیشتری نسبت به سینما دارد.

امینی: نه ابدا اینگونه نیست. سریال «سقوط آزاد» من طبق آمار صدا و سیما با 93درصد بیننده هنوز در صدر است. من فیلمنامه خوب داشته باشم آثار بهتری میسازم.

جامجم: بعضی از نقشها به تیپ نزدیک هستند مثل نقشی که علی اوجی بازی میکند یا علی صادقی که همیشه با همین شخصیت و با همان تکیهکلامهای مخصوص به خودش در سریالها و فیلمها حضور دارد.

اوجی: شما فیلمنامه را نخواندهاید پس نمیتوان در این مورد بحث کرد، چون هر چه بگوییم یکطرفه میشود. من معتقدم در فیلمنامه اینگونه نبود و شخصیتپردازیها بدرستی انجام شده بود اما اینکه چقدر در اجرا درآمده، موضوع دیگری است. آقای صادقی در اکثر آثار همین شخصیت را دارند و مثل نمک و فلفل یک فیلم و سریال هستند و همه ایشان را همینگونه دوست دارند. ممکن است در این مجموعه یکی دو جا از دست در رفته باشد، اما به طور کلی اشکالی در کار ایشان نمیبینم.

جامجم: آقای امینی شما هم موافقید؟

امینی: به نظر من صددرصد به فیلمنامه برمیگردد. من نویسندهام و برای نوشتن یک شخصیت برایش بیوگرافی، داستان، نقطه تحول و … مینویسم.

اوجی: یعنی این که دوستان میگویند افسردگی شخصیتی که خانم حاتمی بازی میکردند درنیامده است، مربوط به فیلمنامه است!؟

امینی: بله. اگر گذشته و روحیات شخصیت بدرستی نگارش شده باشد در اجرا موفقتر میشود. اتفاقا به نظرم بعد از آقای شریفینیا، یکی از کسانی که تلاش زیادی برای کار میکرد و هر روز در مورد ریزهکاریهای نقشش از من میپرسید، خانم حاتمی بود. به نظرم این شخصیت نسبت به دیگر شخصیتها سینماییتر بود. من به بازی ایشان از صد، 70 میدهم و باور دارم که میتوانست صد باشد. اما باید دید فیلمنامه چقدر جای کار دارد.

جامجم: ضمن اینکه موضوع افسردگی این شخصیت در آخر سریال رها میشود.

امینی: تحول شخصیت در یک سریال کمدی با یک فیلم سینمایی کاملا متفاوت است. در سریالهای تلویزیونی حتی گاهی یک شخصیت با دیدن یک پرنده متحول میشود!

شریفینیا: او دچار نوعی افسردگی است و به نظرم همینقدر که میبینیم با دخترهای دیگر متفاوت است برای این قصه کافی است. در مورد آقای صادقی که میگویید تیپ است، باید بگویم بعضی آدمها در زندگی معمولی هم تیپ هستند. نقشی که او در این سریال بازی میکرد همین نوع بازی را میطلبید و برای همین ما از نویسنده خواستیم آن را بر اساس تیپ علی صادقی و نوع بازی او بنویسد.

جامجم: بحث تحول شد، سکانس تحول شخصیتها در شبنشینی در قرنطینه بیاندازه شعاری و نمایشی بود.

شریفینیا: نمایش است دیگر، ضمنا شما اگر در شرایط مرگ قرار بگیری و بدانی روز به روز به مردن نزدیک میشوی همین گونه صحبت میکنی.

جامجم: بحث این است که میتوانست جذابتر به تصویر کشیده شود و پرداخت بهتری داشته باشد. این سبک از تحول را ما در سریالهای ده سال پیش هم دیدهایم. افراد دور هم جمع شدهاند و به نوبت میگویند ما از این اتفاق درس گرفتیم که خانواده مهمترین مساله است و… .

اوجی: این سکانس هم متاسفانه تغییراتی کرد ولی در همان سکانسی که شما دیدید، هر کس متناسب با شخصیت خودش صحبت کرد. مثلا حرف زدن خانم حاتمی با بقیه متفاوت بود. خدا نکند کسی در موقعیت مرگ قرار بگیرد؛ فکر میکنم در چنین شرایطی آدم شعارزدهتر از این هم عمل میکند.

امینی: به نظرم نباید فراموش کرد که تماشاچی تلویزیون از طیفهای مختلف است. آدمهایی با سنین مختلف و سطح سواد متفاوت که نمیشود برای همه آنها پیچیده سخن گفت.

جامجم: درست است اما یقینا تماشاگر تلویزیون در سال 97 با بیننده چند سال پیش متفاوت است. مخاطب امروزی در معرض فیلمها و سریالهای بیشتری است و با رسانههای مختلفی سر و کار دارد.

امینی: ببینید هنوز پر فروشترین آثار سینمایی چه فیلمهایی هستند؟ از اینجا میشود فهمید که سطح سلیقه مردم چگونه است.

جامجم: آقای شریفینیا شما جزو معدود کسانی بودید که نقش متفاوتی در این سریال داشتید. به عنوان کسی که انتخاب بازیگران را به عهده داشت، چرا برای نقش مقابلتان به دنبال گزینه دیگری نرفتید. حضور خانم بایگان مقابل شما یادآور سریال «پیامک از دیار باقی» است.

شریفینیا: نوع بازی ایشان در اینجا با پیامک از دیار باقی، متفاوت است. در ضمن ما در این رنج سنی چند بازیگر محدود داریم که باید با توجه به شرایط او و خودمان یک نفر را انتخاب میکردیم. در مقوله بازیگری بحث سلیقه مطرح است. بگذارید مثالی بزنم. به نظرم بازی یکی از بازیگران خانم خیلی غلوآمیز بود، حتی هنگام تصویربرداری هم این مساله را به او تاکید کردم. اما هنگام تدوین وقتی از تدوینگر مجموعه پرسیدم نظرش درباره بازی این بازیگر چیست؟ خیلی تعریف کرد و گفت جزو بازیهایی است که خیلی دوست دارد. تدوینگر مجموعه روزبه کلباسی، جوان هم است و ادبیاتش با نسل جوان امروز همخوانی دارد و نظرش خلاف ایده من بود. من با صحبت او به آرامش رسیدم. بنابراین شما نگاه کنید در مقوله بازیگری سلیقه خیلی زیاد است.

جامجم: بازی علی اوجی به تیپ نزدیک نشده است؟

شریفینیا: اتفاقا آقای امینی هم نسبت به این مساله شاکی بود که علی اوجی به تیپ نزدیک شده، حتی سر صحنه هم چند بار این مساله را به اوجی تاکید کرد و به او گفت نباید مثل مهران مدیری بازی کند، بلکه باید خودش باشد، اما اوجی نمیپذیرفت. حال چرا قبول نمیکرد؟ به این دلیل بود که خودش نمیدید تیپ بازیاش مثل مهران مدیری شده و ناخودآگاه تاثیر گرفته است. به نظرم آقای امینی اگر مشکل داشت نباید این کار را میپذیرفت. اگر فیلمنامه به نظر او بد بود، روز اول باید این مساله را میگفت و ما هم درست میکردیم.حتی سکانسی بود که ما سر صحنه اصلاح کردیم بدون آنکه به تهیهکننده بگوییم. برای من همه آدمها صد در صد نبودند. وقتی آقای اوجی به من گفت کدام یک از کارگردانان را انتخاب کنیم، به او پیشنهاد علیرضا امینی را دادم. این در حالی بود که همه میگفتند او خوب نیست، اما من یک پا ایستادم و گفتم علیرضا امینی میتواند این کار را کارگردانی کند. به نظرم پای کاری که کردهایم، باید بایستیم و دفاع کنیم. اگر هم اشکال دارد باید بگوییم در آن بخش باید توجه بیشتری میکردیم، نه اینکه سرچشمه را خشک کنیم. اتفاقا وقتی گزارشگران تلویزیون سراغ مردم میرفتند و نظرشان را درباره بازی بازیگران سریالهای نوروزی میپرسیدند، برخی مطرح میکردند بازی شریفینیا و علی اوجی خوب است، برخی هم از بازی خانم بایگان تعریف میکردند. به همین دلیل میگویم بازیگری سلیقهای است.

اوجی: گاهی صحبتهای ما درگیر تیترهای ژورنالیستی میشود. به عنوان مثال، من در یکی از مصاحبههایم گفتم وقتی کیش رفتیم به ما هیچ امکاناتی ندادند و همه بودجه این سریال را صدا و سیما پرداخت کرد. بعد انگ زدند به ما که کمک نکردند، هیچ بلکه سنگاندازی هم کردند. چرا باید اینطور شود؟ در حالی که من در مصاحبهام تاکید کردم بودجه این کار از صفر تا صد را صدا و سیما پرداخت کرده است.

امینی: البته من هم در ابتدای صحبتم گفتم خیلی خوشحالم با بودجه کم و تک دوربین، کار جادهای ساختیم که تا این میزان برای مردم قابل قبول بوده و در نظرسنجیها هم توانستیم رتبه خوبی به دست بیاوریم.

اوجی: من چهار سال پیش برای نوروز تلویزیون یک سریال ساختم. جالب است بدانید تعطیلات رویایی را با بودجهای ساختم که نسبت به سریال چهار سال قبل کمتر بود.

جامجم: اتفاقا سریال ایده جالبی دارد و با تهرانگریزی، اولین تصاویر مجموعه را با شیراز آغاز کردید.

امینی: من از سریالهای آپارتمانی فراری هستم. اگر قرار بود سریال آپارتمانی بسازم آنهم با پنج دوربین، روزی یک قسمت تحویل میدادم. البته نقدها را میپذیرم، اما باید قبول کرد اگر تلویزیون میخواهد یک سریال نوروزی آماده کند، باید تابستان کار را کلید بزنیم تا با آرامش کار کنیم و درگیر شتابزدگی نشویم. همانطور که تاکید کردید یکی از حسنهای مجموعه تعطیلات رویایی تهرانگریزی است.

جامجم: یکی از نقاط قوت مجموعه، مبحث جاذبههای گردشگری است که به شکل غیرمستقیم و در قالب اتفاقات در قصه مطرح میشود، حتی دو خانواده تصمیم میگیرند سفر جادهای داشته باشند. چطور شد مسیر قصه را از شیراز به کیش طراحی کردید؟

اوجی: واقعیت این است ابتدا قرار بود قصه در تهران و مشهد بگذرد، حتی ما گفتیم کل قصه را در تهران میگیریم و چند سکانس خارجی را در مشهد ضبط میکنیم، اما بعد احساس کردیم در ایام نوروز مشهد سرد است و نمیتوانیم بازیگر را با یک تیشرت نشان بدهیم. بنابراین بحث جنوب مطرح و قرار شد بخشی از قصه در یکی از شهرهای جنوبی بگذرد. تا این که کیش را انتخاب کردیم. بعد از مشورتی که با دکتر حاتمی، مدیر گروه فیلم و سریال شبکه دو داشتیم، قرار بر این شد شروع قصه از شیراز و با اتفاقات فرهنگی شروع شود که با نگاه شبکه دو هم همخوانی داشته باشد. همچنین بنا به تصمیمی که گرفتیم سکانس تحویل سال را هم در شاهچراغ ضبط کردیم و حافظیه و دیگر اماکن دیدنی شیراز هم به داستان اضافه شد. ما با تولید این مجموعه قصد داشتیم مردم را به سفرهای نوروزی ترغیب کنیم و بگوییم ایران جذابیتهای زیادی دارد که میتوانیم برای سفر شهرهایی مثل شیراز و کیش را انتخاب کنیم و فکر نکنیم سفرهای خارجی بهتر است. همچنین نشان دادیم سفرهای جادهای چقدر میتواند جذاب باشد. ما میتوانستیم سفر این دو خانواده را با هواپیما نشان بدهیم، اما برایمان اهمیت داشت جاذبههای ایران را در قالب قصه برای مردم به تصویر بکشیم. سریال تعطیلات رویایی رسالتش را با دو سکانس تحویل سال و کنسرت برای تلویزیون انجام داده است. این دو سکانس شاه بیت سریال است که البته سکانس تحویل سال خیلی خوب پخش شد، اما سکانس مربوط به کنسرت جا داشت بهتر نشان داده شود. باید این مساله را تاکید کنم که سازمان منطقهای عمران کیش به هیچ وجه به پروژه ما کمک نکرده است. تمام هزینههای سریال را صدا و سیما پرداخت کرد. به کم و زیادش کار نداریم، اما همه چیز با صدا و سیما بود. البته حساب کیشوندان جداست؛ آنها نهایت همکاری را با ما داشتند.

جامجم: آقای امینی! کارگردانی این سریال در دو شهر مختلف و سکانسهای جادهای برایتان سخت و دشوار نبود؟

امینی: نه سخت نبود. من کارهای سخت را دوست دارم و عشق میکنم. علاقهمند هستم کار چالش داشته باشد تا کارگردانی آن برایم لذتبخش باشد.

شریفینیا: نکتهای درباره کیش بگویم. مسئولان جدید سازمان منطقهای عمران کیش حاضر نشدند امکانات در اختیار ما بگذارند. جالب بود مسئولان جدید از ما خواستند فیلمنامه را بخوانند! این در حالی است که تلویزیون فیلمنامه را کنترل کرده بود و ما میخواستیم در راستای شناساندن کیش، چشم اندازهای زیبای این جزیره را نشان بدهیم؛ اما کمکی به ما نشد. به همین دلیل عطایش را به لقایش بخشیدیم. به جای این که کار ما را راه بیندازند، سنگ اندازی هم کردند. با وجود همه این مسائل، ولی ما تصاویر جذاب و دیدنی از کیش نشان دادیم. در مجموع، تعطیلات رویایی یک سریال آبرومند و شریف است و ما نباید خودمان را درگیر محدودیتهای بودجه کنیم و به دنبال این مسائل باشیم. باید با نگاه مثبت به سریال نگاه کنیم.

اوجی: کار در شهرستان، سختیهای خودش را دارد. حساب کنید ما به مدت سه ماه در دو شهرستان و جاده بودیم. مسلما کار تولید با سختیهای زیادی روبهرو میشود. البته قبول دارم ایرادهایی به ما برمیگردد، اما مساله کمبود بودجه در تلویزیون حاکم است. حالا من به عنوان تهیهکننده میتوانم این مساله را بپذیرم و کار را تولید کنم یا قبول نکنم. این مساله شخصی من است. در مجموع خوشحالم در نظرسنجیها، سریال ما بالاتر از دو مجموعه دیگر که سابقهدارتر بودند، قرار گرفت. این نشان میدهد ما کارمان را درست انجام دادیم. بازخوردهای خوب مردمی خستگی را از تن ما بر طرف کرده است.

شریفینیا: به نظرم شما وظیفهای دارید در قبال این سریال. شما باید به بار ارزشی مجموعه توجه کنید که گروه تلاش کرده آن را به یک سرانجام خوب برساند. بنابراین اگر هم نقد دارید باید در کنارش بخشهای ارزشی سریال را هم تقویت کنید. ما در این سریال به دورهمی خانوادهها پرداختیم. این چیز کمی نیست. الان هر کدام از اعضای خانواده سرشان به کار خودشان است، اما ما نشان دادیم میتوان با هم سفر کرد. ضمن این که در کنارش به گردشگری هم پرداختهایم. بنابراین هدف این سریال والاست. نباید فقط انتقاد کنیم. جای چنین مجموعههایی در تلویزیون خالی است. باید دوباره بر همین دورهمیهای خانوادگی تاکید کنیم تا فرهنگ آن در جامعه ساری و جاری باشد.

جامجم: البته لطف میزگرد به چالشهایش است. در غیر این صورت روحی نخواهد داشت.

امینی: اگر ما بهترین کار دنیا را هم بسازیم، باز هم منتقدان خودش را دارد. پس باید جسارت شنیدن نقدها را هم داشته باشیم. اگر این جسارت نباشد که اصلا نباید چیزی ساخته شود.

اوجی: دوستی از تهران آمده بود کیش و برایمان تعریف میکرد وقتی خانوادهاش قسمتهای اول این مجموعه را دیده بودند، دخترش گفته بود مرا به سفر ببرید. پس باید قبول کنید این سریال توانسته روی مخاطب تاثیر بگذارد. ما دنبال همین در قصه
بودیم.

امینی: اگر ما حتی5 درصد هم مخاطب داشته باشیم که مجموع این درصد یکمیلیون شود، باز هم جای شکر آن باقی است. این نشان میدهد سریال دیده شده است. چه بسا سری دوم این سریال بیشتر دیده خواهد شد و مخاطب بیشتری خواهد داشت، چون کاراکترها برای مخاطب آشنا هستند.

شریفینیا: ضمن این که ما با هزینه یک کار سینمایی یک سریال 15 قسمتی ساختهایم و همه عوامل تلاش کردند کار به بهترین شکل انجام شود.

امینی: من نمیخواستم این مساله را مطرح کنم، اما بودجه این مجموعه واقعا به اندازه یک کار سینمایی بود.

اوجی: حتی برخی بازیگران دستمزد چهار سال قبل خودشان را گرفتند.

جامجم: اما آقای امینی کارهای شما در سینما متفاوت از تلویزیون است. به نظر میرسد شما رسانه تلویزیون را جدی نمیگیرید؟

شریفینیا: مدیوم تلویزیون با سینما متفاوت است.

امینی: همه کارگردانان کارشان در سینما و تلویزیون فرق دارد. شما نام چند کارگردان را ببرید که کیفیت کارشان در تلویزیون و سینما یکی است.

جامجم: آقایان هنرمند، فتحی، شعیبی و ….

امینی: بله، اما بودجه کارهای آنها بیشتر بود. من سریالهای «میلیاردر» و «سقوطآزاد» را هم کار کردهام که خیلی بیننده داشته است.

شریفینیا: بودجه هر سریال متفاوت است و انتخاب بازیگران هم بر آن اساس شکل میگیرد. ببینید وقتی من یک سریال کار میکنم، بازخورد آن را در مهمانیهای خانوادگی میبینم. وقتی یک سریال خوب ساخته شود، همه تعریف میکنند و حتی به من میگویند انتهای قصه را هم برایشان بگویم تا خیالشان راحت شود. صحبتهای مطرح شده در جمعهای خانوادگی نشان میدهد سریال تعطیلات رویایی دیده شده و بازتاب آن خوب بوده است. ما ابتدا این تصور را نداشتیم که تا این میزان مخاطب داشته باشیم، زیرا قصه سریال پیچیده نبود اما فضای خوب، قصه دلنشین و… نشان میدهد سریال دیده شده است.

جامجم: سریال موضوع خوبی دارد و جاذبههایش هم کم نیست، اما ای کاش پرداخت بهتری داشت.

امینی: اگر زمان بیشتری برای فیلمنامه داشتیم، مسلما ایرادهای کار کمتر میشد.

جامجم: آقای امینی شما همه کاستیها را به فیلمنامه عودت میدهید.

اوجی: اتفاقا ما پیشنهاد کردیم سریال برای تابستان باشد، اما اصرار داشتند برای عید ساخته شود. مسائلی وجود دارد که خارج از عهده من، مدیر گروه و حتی مدیر شبکه است.

شریفینیا: آنچه اهمیت دارد این است که همه تلاش خودشان را کردند. البته سری دوم این مجموعه بیشتر مورد توجه قرار میگیرد.

جامجم: پس پذیرفتید سری دوم را هم بسازید؟

شریفینیا: بله. قبول کردیم.

جامجم: با همین دو خانواده؟

شریفینیا: هنوز مشخص نیست. شاید با این دو خانواده کار کنیم. شاید هم دو خانواده دیگر را انتخاب کنیم و در دو شهر دیگر.

اوجی: البته من در جریان ساخت سری دوم نیستم.

امینی: اگر سریال پایتخت موفق بوده، عوامل زیادی در آن موثر است. بودجه مناسب، داشتن زمان کافی برای تولید و لوکیشن خوب. اما تعطیلات رویایی، زمانش برای تولید و بودجهاش کم بود. آقای شعیبی از دوستان خوب من است، اما نباید بودجه کار او را با کار ما مقایسه کنید.

جامجم: اما ما از آقای امینی که کارهایش در سینما قابل قبول است، توقع بیشتری در تلویزیون داریم.

امینی: پس ثابت شده ما کار خودمان را بلد هستیم.

جامجم: ولی به نظر میرسد تلویزیون برایتان جدی نیست.

امینی: نه، اینطور نیست. باید قبول کنید ظرف تلویزیون همینقدر است! مخاطب تلویزیون، مادر من و برادر شماست. مخاطب تلویزیون که میزانسن و… را نمیشناسد. در ضمن علاوه بر محدودیت پخش، شما هر فیلمنامهای را نمیتوانید به تلویزیون بدهید. باید از چند کانال عبور کند.

جامجم: اصولا تلویزیون برایتان چه جذابیتهایی دارد که برایش کار میکنید؟

امینی: هر کاری برای من تجربه است. ضمن این که کارگردان هستم. هر سال یا دو سال یکبار یک فیلم سینمایی کار میکنم، به همین دلیل باید در تلویزیون هم کار کرد، چون یک بخش هم مساله مالی
است.

جامجم: چطور شد پای رضا یزدانی وارد قصه سریال تعطیلات رویایی شد؟

امینی: به دلیل این که در فیلمنامه قرار بود یک خواننده وارد قصه شود.

شریفینیا: با توجه به این که بخشی از قصه در کیش میگذشت و ما سکانس کنسرت هم داشتیم. با توجه به این که رضا یزدانی هم خواننده «خلیج فارس» بود، به همین دلیل وارد قصه شد.

جامجم: شما اشاره کردید بخش دوم سریال قرار است ساخته شود. آیا فکر کردهاید از چه زاویه تازهای به خانواده نگاه کنید؟

شریفینیا: نه.

اوجی: بعد از تمام شدن سریال تعطیلات رویایی، اولین بار است آقای شریفینیا و امینی را میبینم و هنوز صحبت جدی نکردهایم.

امینی: اتفاقا سری دوم این مجموعه پر مخاطب‌‌تر میشود، چون هم کاراکترها برای بینندگان آشنا هستند و هم کاستیهای سری اول برطرف خواهد شد.

جامجم: اما گاهی هم ضعفهای سری دوم یک سریال بیشتر از سری اول بوده است. اینطور نیست که سری دوم همیشه موفق باشد.

امینی: باید نقدپذیر باشیم و نقاط قوت و ضعف را پیدا کنیم و بر این اساس جلو برویم. اگر اینطور نباشد رشد نخواهیم کرد.

اوجی: گاهی قبل از شروع تصویربرداری مشکلاتی پیش میآید. مثلا قبل از این که کلید بزنیم محمود عزیزی دچار یک ویروس شد و دکتر به او استراحت مطلق داده بود و نمیتوانست سفر کند و به شیراز بیاید. یا چهار بار مجبور شدیم بلیت آقای شریفینیا را تغییر بدهیم. گاهی مشکلات اینچنینی هم پیش میآید.

شریفینیا: اما تاخیر من به کار صدمه نزد.

اوجی: ابدا صدمه نزد. چون از وقتی وارد پروژه شدند، زحمت خودشان را کشیدند.

امینی: اگر ما زمان بیشتری داشتیم، مسلما شخصیت پردازیها و درام بهتر میشد.

جامجم: آقای امینی هر سکانس را با چند برداشت ضبط میکردید؟

امینی: چون خودم تدوین بلدم و پلان اضافه هم نمیگیرم با یک برداشت ضبط میکردم.

جامجم: نظرتان درباره بازی خانم افسر اسدی چیست؟ چون بازی ایشان پایینتر از حد انتظار بود.

شریفینیا: اگر شما میخواهید درباره یک بازیگر نظر بدهید باید خارج از ذهنیت به بازیاش نگاه کنید. ما برای این نقش نیاز به بازیگری داشتیم که چهره و بازیاش متناسب یک خانم معلم محجوب باشد و خانم افسری بهترین گزینه بود. وقتی یک بازیگر نقشش را درست ایفا میکند، باید از او استفاده کرد. وقتی آقای صدیق شریف نقش روحانی را خیلی خوب بازی میکند و لحن عربی او بسیار درست است، پس چرا باید بازیگری بیاورم که تلفظ کلمات عربیاش مشکل دارد؟

جامجم: به نظرتان تکراری نمیشود؟

شریفینیا: نه، به هیچ وجه تکراری نیست.

فاطمه عودباشی/ نوشین مجلسی

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *